معرفی وبلاگ
به نام خدا سلام به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ قصد دارد بامدد گرفتن از کلام قرآن وعترت راه رستگاری را بیابد اگر طالب رستگاری هستید پس به این دو گوهر گرانبها که پیامبر ص برای تمامی مسلمین جهان به ارث گذاشته جنگ بزنید، در قرآن کریم رستگاران را کسانی معرفی میکند که به قران پناه میبرند وبه غیب ایمان دارند ونماز بپا میدارند وزکات میدهند وانفاق میکنند وبه آنچه نازل شده بر پیامبر رحمت محمد مصطفی ص وپیامبران پیشین ایمان دارند .امیدوارم از بازدید این وبلاگ استفاده لازم را برده باشید التماس دعا. بسم الله الرحمن الرحيم 1. الم 2. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ 3. هُدًي وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ 4. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ 5. أُوْلَئِكَ عَلَي هُدًي مِنْ رَبهمْ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ سوره لقمان
دسته
لینکستان
معرفی سایت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 152029
تعداد نوشته ها : 108
تعداد نظرات : 39
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

به نام خدا

سلام

اين لينك رو ببينيد

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=298080&forumID=455

دسته ها : یاداشت شخصی
جمعه بیست و هفتم 12 1389 14:8

 

رباخيلي بداست

نكبت آوراست

فقر آوراست

بركت زندگي را ميبرد

ثروتيكه با ربا بدست ميايد

آرامش نمي آورد

مال ربوي باطل شدنيست

ربا خوار از رحمت خدا بدوراست

ربا خوار، ناسپاس وگنهكاراست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوره بقره ايه 276

خداوند، هيچ انسانِ ناسپاسِ گنهكارى را دوست نمىدارد.

نه ربا بدهيد نه ربا بگيريد

پس نه ناسپاسي كنيد ونه ربا خواري زيرا:

وَالله لايُحِبُّ كُلَّ كَفّارٍ اَثيمٍ.

يکشنبه بیست و دوم 12 1389 14:32

 

 

  

 

سفر زيارتي رفتي ؟سياحتي چطور؟

به نام خدا
سلام
سال 89هم كم كم داره تمام ميشه ،شماره معكوس شروع شده
سال 89رو چگونه گذرانديد؟چه چيزهايي كسب كرديد؟
1.ازدواج كرديد؟
2.صاحب خانه شديد؟
3.صاحب فرزند شديد؟
4.ماشين خريديد؟
5.دانشگاه قبول شديد؟
6.كار پيدا كرديد؟
7.اخلاقتون بهتره شده؟يا نه بدتر شده؟
8.به كدام ارزوي قشنگتون رسيديد؟
9.كدوم عادت بد رو ترك كرديد؟
10.با گذشتر شديد؟يا نه هنوز مثل سابقيد ؟
11.دوستان قديميتون رو پيدا كرديد؟
12.با كسي قهر بودي راستشو بگو آشتي كردي؟هنوز قهري؟؟وقت هستااا تا سال تمام نشده اقدام كن!
13.ترك تحصيل كردي ؟اخه چرا؟
14.نامزديتون بهم خورده ؟يا قراره عيد جشن بپا كنيد؟
15.سربازي ميريد؟تمام شديد؟؟هنوز تمام نشديد؟؟فرار كردي؟؟
16.صله رحم رو ترك كردي ؟يا نه هنوز برقراره؟
17.با همسرت قهري ؟اشتي كردي؟
18.معتاد بودي ترك كردي؟
19.صبورتر شدي؟
20.سفر زيارتي رفتي ؟سياحتي چطور؟

بقيه رو شما بگيد چيكار كرديد....به خودتون تو اين سال نمره چند ميديد؟؟
موفق باشيد

 

 

دسته ها : یاداشت شخصی
چهارشنبه هجدهم 12 1389 17:10


به نام خدا
سلام

سوء ظن به عزادار حسینى (ع ) 

سید بزرگوار عالم ربانى مرحوم سید محمود عطاران رضوان اللّه تعالى علیه فرمود:
سالى در ایام عاشورا جزء دسته سینه زنان محله سردزک بودم . جوانى زیبا در اثناء زنجیر زدن بزنان نگاه مى کرد من طاقت نیاورده و غیرت کردم و او را سیلى زدم و از صف خارجش کردم .
چند دقیقه بعد دستم درد گرفت و تدریجا شدت کرد تا اینکه به ناچار به دکتر مراجعه کردم . دکتر گفت :اثر درد و جهت آن را نفهمیدم ولى روغنى است که دردش را ساکت مى کند.
روغن را به کار بردم نفعى نبخشید بلکه دیدم هر لحظه دردش شدیدتر و ورمش و آماسش بیشتر مى شود.
به خانه آمدم و فریاد مى زدم ، شب خواب نرفتم ، آخر شب لحظه اى خوابم برد. حضرت شاهچراغ (ع ) را دیدم ، فرمود: باید آن جوان را راضى کنى .
چون بخود آمدم دانستم سبب درد چیست . رفتم جوان را پیدا کردم و معذرت خواستم و بالاخره راضیش کردم در همان لحظه درد ساکت و ورمها تمام شد و معلوم شد که من خطا کرده بودم و سوء ظن بوده است و به عزادار حضرت سیدالشهداء (ع ) توهین کرده بودم .کرامات الحسینیه مولف علی میر خلف زاده

_________________

شما جزکدوم دسته اید؟
 دستهای زنجیر زن ؟؟
یا جز تماشا کنندگان ؟؟
همه ما انسانها باید مراقب اعمالمان باشیم سو ظن به دیگران بزرگترین گناهه ودر قران مارو نهی از این عمل کرده اند،،، بسیاری از ظنهای ما گناهه
ودر این ایام عزاداری سالار شهیدان اقا ابا عبدا الله الحسین ع همگی شاهد دسته های زنجیر زن هستیم
خانمیکه به این عزاداری میرید مراقب باشید به دیگران تهمت نزنید ...چه بسا ان جوان زنجیر زن به اشتباه یا نه به قصد بد نگاهی کرد
نگو منظور داشت وبد برداشت نکن زیاد خوش بین هم نباش بلکه خودت حجاب رو رعایت کن  .....ممکنه ان جوان به دست اقا اباعبدالله ع اصلاح بشه واگرهم نیت بدی داشته ترک کنه اما ما همچنان گناهکار بمونیم .
اگر میبینی جوانی با تیپ خفن داره زنجیر میزنه ..نگو شما کجا واین هئیت کجا؟
.........
وای جوانیکه جز دسته زنجیر زنی مراقب نگاهت باش ،میبینی خانمها جمعند چشمت رو درحجاب قرار بده نزار بهت گمان بد ببرند
جز هر قشری از جامعه هستی باش اما وقتی زنجیر عزاداری امام حسین ع برداشتی مراقب رفتارت باش چون بهت میگن حسینی ....پس هر کاری نکن
نزار اجرت ضایع بشه !
خدایا !همه مارا از بیماری شک بیجا وظن بد درباره دیگران درپناه خودت امان ده ورحمتت را شامل حالمان بگردان !
آمین یا رب العالمین

اى که از دوست تمناى نگاهى دارى
 
بهر اثبات ارادت چه گواهى دارى
 
بایدت واله چو یعقوب شدن در شب و روز
 
گر چه او یوسف گم گشته به چاهى دارى
 
از برون اشک و درون سوز نهانى باید
 
گر که از درگه او خواهش جاهى دارى
 
تا که هستى به گدائى در دربار حسین (ع )
 
عزت و فخر به هر مهتر و شاهى دارى
 
نام تو ثبت به دیباچه عشاق شود
 
گر که مهرش بدل خود پر کاهى دارى
 
اى که در راه حسین (ع ) استى و اولاد حسین (ع )
 
خوش به فرداى دگر پشت و پناهى دارى
 
اشک امروز بود توشه ره فردایت
 
گر به دیوان عمل جرم و گناهى دارى
 
اجر پیوسته تو نزد حسین بن على (ع ) است
 
تا که در ماتم او اشکى و آهى دارى
 
کربلا آرزوى ماست حسین (ع ) جان مددى
 
چه بسى منتظر چشم براهى دارى
 
خاک راه تو بود حامد و زر مى گردد
 
گر که بر خاک ره خویش نگاهى دارى

دسته ها : یاداشت شخصی
سه شنبه هفتم 10 1389 9:28

 

روزى رسول خدا - علیه السلام - نشسته بود، عزرائیل به زیارت آن حضرت آمد پیامبر - صلّى الله علیه و آله - از او پرسید:
«اى برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسانها هستى، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت براى کسى رحم آمد؟»
عزرائیل گفت: در این مدت دلم براى دو نفر سوخت:
1. روزى دریا طوفانى شد و امواج سهمگین دریا یک کشتى را در هم شکست، همه سرنشینان کشتى غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت، او سوار بر پاره تخته کشتى شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره‏اى افکند،
 در این میان فرزند پسرى از او متولد شد، من مأمور شدم جان آن زن را قبض کنم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2. هنگامى که شدّاد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بهشت بى‏نظیر خود پرداخت، و همه توان و امکانات ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد، و خروارها طلا و گوهرهاى دیگر براى ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل شد[2]
 وقتى که خواست از آن دیدار کند، همین که خواست از اسب پیاده شود و پاى راست از رکاب بر زمین نهاد، هنوز پاى چپش بر رکاب بود که فرمان از سوى خدا آمد که جان او را قبض کنم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت از این رو که او عمرى را به امید دیدار بهشتى که ساخته بود به سر برد، سرانجام هنوز چشمش بر آن نیفتاده بود، اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر - صلّى الله علیه و آله - رسید و گفت: «اى محمد! خدایت سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: به عظمت و جلالم سوگند که آن کودک همان شدّاد بن عاد بود، او را از دریاى بیکران به لطف خود گرفتیم، بى‏مادر تربیت کردیم و به پادشاهى رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد، و خودبینى و تکبر نمود، و پرچم مخالفت با ما برافراشت، سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت مى‏دهیم ولى آنها را رها نمى‏کنیم، چنان که در قرآن مى‏فرماید:
«إِنَّما نُمْلِى لَهُمْ لِیزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ؛ ما به آنها مهلت مى‏دهیم تنها براى این که بر گناهان خود بیفزایند، و براى آنها عذاب خوار کننده‏اى آماده شده است.»[3]
------------------------------
[2] اوصاف این بهشت بسیار پر زرق و برق در شهر اِرَم، در کتاب مجمع البیان، ج 10، ص 486 و 487 آمده است.
[3] آل عمران، آیه 178

منبع: جوامع الحکایات / محمد عوفى

دسته ها : حضرت هود ع
جمعه پنجم 9 1389 18:49
X